هم­زیستی مسالمت ­آمیز مسلمانان در قرآن

:: هم­زیستی مسالمت ­آمیز مسلمانان در قرآن

عبدالرسول هادیان شیرازی

اصل اولیه در روابط انسان­ها با یکدیگر بر روابط مسالمت­آمیز پایه گذاری شده است. در اسلام صلح بر پايه قسط و عدل اصالت دارد نه جنگ. توده مردم خواهان زندگي آرامي هستند ، چون صلح پیام­ آور امنین و آرامش است، و به منزله­ی دژ محكمي است كه انسان را از هر حادثه‏ي ناگواری حفظ مي‏كند. این صلح هم در روابط داخلی مسلمانان با یکدیگر باید رعایت شود، و هم در روابط بین الملل به همه­ ی انسان­ ها. در بعد داخلی قرآن به مؤمنان سفارش مي‏كند كه همگي راه صلح و اتحاد و زندگي مسالمت‏آميز را در پيش گيريد بر اساس صلح و آرامش در کنار یکدیگر زندگی کنند. البته آن­ چه ارزش دارد الفت قلبی و درونی است نه تظاهر به محبت بدون پشتوانه­ ی عاطفی و درونی. قرآن در این باره می­ فرماید: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً ...( آل‏عمران : 103) و در دعاها نیز آن­چه درخواست می­شود این است که در دل نسبت به دیگران کینه ای نداشته باشیم. ...وَ الَّذينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذينَ سَبَقُونا بِالْإيمانِ وَ لا تَجْعَلْ في‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحيمٌ(الحشر : 10)

حال  اگر بین دو نفر یا دو گروه ، درگيری و نزاعی پیش آمد، نکات زیر باید مد نظر قرار گیرد:

 اولا:هر دو موظف به رعايت صلح‏ و پیوند عاطفی با یکدیگرند، و نباید بین خود جدایی و تفرقه داشته باشند،

 ثانیا: گروه سومی نیز که شاهد این ماجراست تنها گزینه­ای را که باید انتخاب کند و بدان جامه­ ی عمل بپوشاند ، ایجاد صلح عادلانه بین این­ها می­باشد. اين وظيفه­ی همه مسلمانان است كه از نزاع و درگيرى و خونريزى ميان مسلمين جلوگيرى كنند، و به صورت تماشاچى و بى تفاوت از كنار اين صحنه‏ ها عبور نکنند،

ثالثا: اگر يكى از اين دو گروه بر ديگرى تجاوز و ستم کرد، و تسليم پيشنهاد صلح نشد، دیگران باید با گروه ظالم پيكار كنند، تا به فرمان خدا باز گردد و به صلح گردن نهد.

قرآن در این­ باره می­ فرماید: وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتي‏ تَبْغي‏ حَتَّى تَفي‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (الحجرات : 9)

دلیل اتخاذ این شیوه برای از بین بردن دشمنی بین مسلمانان این است که از دیدگاه قرآن مؤمنان به هم برادرند، و در دعوای بین دو برادر باید دشمنی را از بین برد نه دشمن را ! بنابراین در ادامه­ ی همین آیه می­ فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ...(الحجرات : 10)

پدری که مشاهده می­ کند فرزندانش با هم اختلاف پیدا کرده­اند ، عاقلانه­ ترین گزینه­ ها برایش این است که با ایجاد صلح و رفع کدورت­ ها ، همه­ ی فرزندانش را برای خود نگه دارد ، و برای صلح پایدار بین آن­ها عادلانه داوری کند.

منبع : دريچه هدايت هم­زیستی مسالمت ­آمیز مسلمانان در قرآن
برچسب ها : قرآن ,روابط ,مسلمانان ,گروه ,فَأَصْلِحُوا ,فرماید ,فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما

جایگاه صلح با کفار

:: جایگاه صلح با کفار

عبدالرسول هادیان شیرازی

انسان­ها به خاطر اختلاف در استعدادها و سلیقه­ها ، براي ایجاد زندگي سالم و رفع نیازهای خود، ناچارند با هم پیوند و ارتباط سالم داشته باشند، و این ارتباط  حاصل نمی­شود مگر این­که همگی به اصول پذیرفته شده­ی‏ انساني پاي‏بند باشند. از سوی دیگر می­دانیم که بسياري از مردم مسلمان نیستند؛ و مسلمانان با پیوندهای درون­گروهی و قطع ارتباط با دیگران نمی توانند همه­ی نیازهای خود را برطرف کنند؛ از این رو اصل اولی در روابط انسان­ها با یکدیگر روابط مسالمت آمیز می­باشد ، و جنگ یک حالت استثنایی در شرایطی خاص می­باشد.خداوند در­باره­ی غیر مسلمانِ بى‏آزار سفارش به رعایت دو اصل نیکی و عدالت می­کند و می­فرماید: لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (الممتحنة : 8)

حال اگربنا به عللی دشمن جنگ را آغاز کرد و مسلمانان به دفاع پرداختند ، در این حالت جای سستی وجود ندارد و نباید به آنان پیشنهاد صلح داد؛ زیرا این پیشنهاد به عنوان نشانه­ی ضعف تلقی می­شود و به دنبال کسب امتیاز می­گردند، از این رو می­فرماید: فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ ... (محمد : 35)

اما اگر دشمن با تمام وجود اعلام آمادگی برای صلح کرد، و به تعبیر قرآن برای این کار بال گشود، به مسلمانان سفارش می­کند که شما نیز برای چنین صلحی بال بگشایید: وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ...(الأنفال : 61)

بنابراین  در روابط مسالمت­آمیزبا دیگران، همان­طور که نباید آغازگر جنگ بود، نباید در دعوت به صلحی که موجب خوارى و ذلت شود ،پیشگام شد، و لازم است مصلحت ، حفظ عزت ، عظمت ، و آبروى مسلمين رعایت شود .

منبع : دريچه هدايت جایگاه صلح با کفار
برچسب ها : نباید ,روابط ,مسلمانان ,ارتباط

رعایت حریم خصوصی افراد

:: رعایت حریم خصوصی افراد

انسان ها دارای یک حریم شخصی هستند که باید محفوظ بماند. باید مردم در زندگى خصوصى خود از هر نظر در امنيت باشند.  زندگى داخلى و خانوادگى هركس مخصوص خودش است ، و هیچ کس  حق تجاوز به این حریم را ندارد؛ چون هركسى در زندگى خصوصى ممكن است چيزهايى داشته باشد كه نخواهد ديگران بدانند،  از این رو به مؤمنان  سفارش می کند که قبل از ورود به خانه ی دیگران تصميم خود را به اطلاع آنها برسانيد و موافقت آنها را جلب نمائيد. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا (النور : 27) اگر هر كسی بی خبر به این حريم امن آن تجاوز كند ، امنیت وآسایش افراد به هم می خورد. حتا صاحب خانه حق دارد که اگر به هر دلیلی آمادگی برای پذیرایی از مهمان را ندارد، اجازه ی ورود ندهد و طرف مقابل نیز بدون ابن که ناراحت شود ، برگردد . ... وَ إِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكى‏ لَكُمْ (النور : 28) . از سوی دیگر اگر با اجازه نیز وارد شد، حق تجسس در این حریم را ندارد. ... ٌ وَ لا تَجَسَّسُوا ... (الحجرات : 12 ) اسلام با جستجو براى كشف گناهان شخصی مردم مخالف است ، زیرا اگر اجازه­ی  جستجوگرى در باره­ی ديگران داده شود ،  زمینه ی سلب اعتماد و سوء ظن فراهم می شود ، و جایی برای حریم شخصی و آبروى دیگران باقی نمی ماند.

عبدالرسول هاديان شيرازي

منبع : دريچه هدايترعایت حریم خصوصی افراد
برچسب ها : حریم ,شخصی ,زندگى خصوصى ,حریم شخصی

شخصی بودن اعمال

:: شخصی بودن اعمال

از آموزه های  قرآن ، شخصی بودن مجازات اعمال است؛ یعنی هر کسی مسؤول اعمال خویش است، و هيچ كس مسئول اعمال ديگرى نيست ، و هيچ كس را نبايد به خاطر جرم ديگران مجازات كرد . این  يك اصل عقلايى است؛ زیرا به حکم عقل  گذاشتن بار كسى بر دوش ديگرى زشت و قبيح است . بر اساس اين قاعده فقط مجرم، شركا و معاونين او مسئوليت كيفرى دارند عواقب  سوء رفتار آنان متوجه خودشان است و اعضاى خانواده و بستگانشان هيچ گونه مسئوليت كيفرى ندارند و نمى‌توان آنان را بازخواست نمود.

كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ (مدثر، 38)؛ هر كس به آنچه مى‌كند در گرو است.

كُلُّ امْرِئٍ بِمٰا كَسَبَ رَهِينٌ (طور، 21)؛ هر انسانى در گرو كار خويش است.                      

هدايت و ضلالت نیز جنبه‌ى شخصى دارد؛ یعنی آثار هدايت و ضلالت هر فردى دامنگير خودش می باشد، و هيچ هدايت‌شده‌اى گرفتار عواقب سوء گمراهى ديگران نخواهد شد..در قرآن آمده است: مَنِ اهْتَدىٰ فَإِنَّمٰا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمٰا يَضِلُّ عَلَيْهٰا وَ لٰا تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ(اسراء : 15) . هم چنین در قیامت نیز پاداش و جزای انسان ها بر اساس اعمال خودشان می باشدلَهٰا مٰا كَسَبَتْ وَ لَكُمْ مٰا كَسَبْتُمْ وَ لٰا تُسْئَلُونَ عَمّٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ (بقره :134) و هیچ کس بار دیگری را بر دوش نمی کشد، و مسئول اعمال ديگرى نيست و كسى را به گناه ديگرى نمى‌گيرند وَ لٰا تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلىٰ حِمْلِهٰا لٰا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْ‌ءٌ وَ لَوْ كٰانَ ذٰا قُرْبىٰ ... وَ مَنْ تَزَكّٰى فَإِنَّمٰا يَتَزَكّٰى لِنَفْسِهِ (فاطر: 18)

این یک اصل مترقی اسلام است که بر اساس آن نمی توان جرم و خطایی را که فردی انجام داده به کل هم صنفان او نسبت داد.بر اساس این آیه حاکمان اگر جرمی از کسی دیدند ، فقط باید اورا مجازات کنند ، و نباید تعرضی خانواده و دوستانش  داشته باشند. هم چنین اگر کسی را می خواهند در جایی استخدام کنند ، و یا پست و مقامی دهند، فقط باید شایستگی او را محک بزنند ، و خویشاوندان دور و نزدیکش را ملاک قرار ندهند. از این رو با ید توجه داشت که به خاطر اعتقادات و ویژگی هایی که نزدیکان و خانواده شخصی داشته باشند نمی توان در مورد خود آن فرد داوری کرد ، و به او نیبتی داد، هرچند که رابطه بسیار نزدیک باشد. ابولهب عموی پیامبر اسلام، فرزند نوح ، همسر حضرت نوح و لوط، و همسر فرعون نمونه هایی از این موضوع هستند.

عبدالرسول هاديان شيرازي

منبع : دريچه هدايتشخصی بودن اعمال
برچسب ها : اعمال ,اساس ,ديگرى ,فَإِنَّمٰا ,خانواده ,مجازات ,وٰازِرَةٌ وِزْرَ ,وِزْرَ أُخْرىٰ ,داشته باشند ,تَزِرُ وٰازِرَةٌ ,مسئوليت كيفرى ,وٰازِرَةٌ وِ

شایسته سالاری

:: شایسته سالاری

قرآن برای گزینش افراد به شغل ها و منصب ها ، باید اصل شایسته سالاری در همه جا و برای همه ی افراد حکم فرما باشد، و شایستگی افراد نیز بر اساس تعهد اخلاقی ، و میزان تخصص او در این کار است. شاهد قرآنی آن را در چند آیه می توان پیدا کرد. مثلا: وقتی دختر شعیب از پدرش درخواست اجیر کردن حضرت موسی را دارد به دو .کویژگی قررت و امانت او استدلال می کند، و می گوید: يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمينُ (القصص : 26) هم چنین کارگزار حضرت سلیمان که می خواهد تخت ملکه سبا را برای او بیاورد ، او نیز قدرت و امانت خود را به رخ می کشد ، و می گوید: قالَ عِفْريتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمينٌ (النمل : 39) حضرت یوسف نیز زمانی که به  پادشاه مصر  پيشنهاد كرد كه او را بر گنجينه‏هاى سرزمين مصر بگمارد و اختيار همه خزانه‏ها و انبارهاى مصر با او باشد، علت شايستگى خود را این گونه اظهار كرد که  من نگاهبانِ دانا هستم، يعنى هم اين خزانه‏ها و انبارها را حفظ مى‏كنم و و هم دانش لازم براى استفاده بهينه از اين امكانات را دارم. قالَ اجْعَلْني‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفيظٌ عَليمٌ (يوسف : 55) بنابراین شرط احراز مسئوليت برای زمامداران را تعهد و تخصص مى‏داند. از سوی دیگر وقتی بنی اسراییل بعد از حضرت موسی نیز از پیامبر زمان خود می خواهند که برای آن ها فرمانده جنگ معرفی کند ، آن پیامبر طالوت را معرفی کرد. آن ها دو ایراد گرفتند،یکی این که ما به خاطر اصل و نسب خود به این امر سزاوارتريم ، دیگر این که او از ثروت فراوان بهره ای ندارد. اما پیامبرشان پاسخ داد که خداوند او را در میان همه شما غربال کرده و او را بر شما برگزيده ، و هم چنین مهارت های لازم  و فنون نظامی را داراست ، و از نیروی جسمانی برای این کار نیز بهره مند است: قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ (البقرة : 247) فرمانده جنگ باید در تعهد و پاکی از میان مردم غربال شده باشد، چون جان و مال و آبروی مردم به دست اوست، و باید توان علمی و جسمی را نیز دارا باشد.بنابراین در تمام شؤون،تعهد و تخصص دو اصلی است که باید رعایت شود؛ البته به تناسب نوع کار و مسؤولیت مصداق آن تفاوت پیدا می کند.بدين معنا که در تعهد به امانتداري توجه کنيم  کنيم و در تخصص ، در مواردي نيروي کاري مي خواهيم به قردت و توانايي جسمي اهميت داده شود ، و در مناصب و مسئوليت ها به توان مديريتي و آگاهي  بها داده شود ، و در مناصب مهم تري همچون امور نظامي، هم توان جسمي و هم آگاهي از فنون نظامي لازم است.

عبدالرسول هادیان شیرازی

منبع : دريچه هدايتشایسته سالاری
برچسب ها : حضرت ,توان ,تخصص ,تعهد ,قالَ ,باشد، ,حضرت موسی ,شایسته سالاری

قرآن بهترین منبع شناخت اسلام

:: قرآن بهترین منبع شناخت اسلام

 

اگر غیر مسلمانی  نا امنی برای مسلمانان ایجاد نکند ،  از امنيت در قلمرو نظام اسلامي برخوردار است، حتا اگر کسی در مناطق غیر مسلمانی که با مسلمانان در حال قطع رابطه هستند ، مشکل دینی داشت ، و می­ خواهد درباره­ ی دین و قرآن تحقیق کند، قرآن به پیامبر گرامي اسلام دستور مي‏دهد که به او این فرصت را بدهید که با امنیت کامل کلام الهی را بشنود ، وبعد از آن هم  شما هم موظفید که آن­ها را به محل امن خود برسانید تا خود آزادانه بررسی کند و تصمیم بگیرد که چه راهی را انتخاب کند: واِن اَحَدٌ مِنَ المُشرِكينَ استَجارَكَ فَاَجِرهُ حَتّي يَسمَعَ كَلمَ اللهِ ثُمَّ اَبلِغهُ مَأمَنَهُ ذلِكَ بِاَنَّهُم قَومٌ لايَعلَمون(التوبة 6)

از این آیه استفاده می­شود که  اوّلاً شما برای تحقیقات دینی دیگران، مرزهای اسلامی را براي او باز بگذاريد و ثانياً وقتي داخل مرز شدند، کاملا از آن ها  حراست كنيد كه هيچ آسيبي به وي نرسد، ثالثا : بهترین راه برای معرفی و تبلیغ دین، قرآن و سخن الهي است که به گوشش برسد، رابعا: اگر کلام الهی را شنید ، و دین شما را نپذیرفت ،و  خواست به كشور و یا محل امن خودش برگردد، موظفيد به سلامت او را از مرز خارج كنيد. اين دستور در صدر اسلام عمل مي‏شد و اينك هم قابل اجراست.  چنين دستور ديني می­ تواند بهترين عامل براي تنظيم روابط بين الملل و تعامل فرهنگی بین ادیان باشد.

منبع : دريچه هدايتقرآن بهترین منبع شناخت اسلام
برچسب ها : قرآن ,دستور ,اسلام ,کلام الهی

مساوات انسان‏ها

:: مساوات انسان‏ها

 

از ره­ آوردهای دین اسلام مسأله­ی مساوات ميان انسانهاست. همه­ی انسان­ها مخلوق خدا هستند و از هر نژاد و رنگ و سرزمينى كه باشند و با هر زبانى كه صحبت كنند و از هر قشر و طبقه‏اى كه باشند، فرزندان آدم‏اند، و در منزلت فرزندى وى در يك مرتبه قرار دارند.اين موضوع درست همان چيزى است كه رسول خدا در حجّة الوداع خطاب به جمع زيادى از مردم فرمود:«ايّها النّاس! انّ ربّكم واحد، و اباكم واحد، كلّكم من آدم، و آدم من تراب، لا فضل لعربىّ على عجمىّ و لا لأبيض على أسود الّا بالتّقوى».

«اى مردم! پروردگارتان يكى است، و پدرتان نيز يكى است. همه شما از آدم هستيد و آدم از خاك آفريده شده است؛ هيچ عربى بر غيرعرب و هيچ سفيدپوستى بر سياهپوست بجز به وسيله تقوا برترى ندارد».

قرآن در محيطى ظهور كرد كه ارزش" قبيله" از همه ارزشها مهمتر محسوب مى‏شد، اما اين بت ساختگى در هم شكست، و انسان را از اسارت" خون" و" قبيله" و" رنگ" و" نژاد" و" مال" و" مقام" و" ثروت" آزاد ساخت، و او را براى يافتن خويش به درون جانش و صفات والايش رهبرى كرد، و در این باره خطاب به کل بشریت بدون در نظر گرفتن دین و مکتب انسان­ها می­فرماید: می­فرماید: يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ‏ (حجرات: 13)

اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم و به صورت ملّتها و قبيله‏هايى درآورديم؛ براستى گرامى‏ترين شما نزد خداوند پارساترين شماست.

اين آيه بیان­گر این است که انسان به گونه‏اى آفريده شده که در امور مختلف با هم متفاوتند ، و این تفاوت رنگها و زبانها از آيات الهى است زیرا اگر اين اختلاف­ها نبود، افراد در برابر يكديگر نظير كالاهاى متحدالشكل يك كارخانه بودند كه تشخیص  آنها از ممكن نبود ، و در نتیجه زندگى اجتماعى كه بر اساس روابط انسانها با يكديگر است امكان‏پذير نبود. اين اختلاف در شكل و رنگ به هر فردى زمينه شناسنامه‏اى ويژه خود او اعطا مى‏كند، و انتسابات قبيله‏اى و ملى ملاك تفاخر و امتياز نيست، وما افراد را با نام­ها ، رنگها و زبانها هم­ديگر را علامتگذارى مى‏كنيم.

منبع : دريچه هدايت مساوات انسان‏ها
برچسب ها :